کمان ِ آرش
  
 
 
تیر 1388
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
 
آرشیو
موضوع بندی

سریال قهرمانان سریال قهرمانان
مهیج ‌ترین سریال حال حاضر دنیا داستان زندگی انسانهایی با نیروهای خاص
سریال گمشدگان
معروف‌ترین سریال جهان
پرفروش‌ترین سریال جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 10 تیر ماه سال 1388
«ندا»ی ِ تک تک ما

«ندا»ی ِ خونی ی ِ ما را چرا نمی شنوی؟

نوای ِ پُر غم ِ ما را چرا نمی شنوی؟


ز ِ یاد بُرد تپیدن دل ِ پُر از شورَش

تپیدن ِ دل ِ ما را چرا نمی شنوی؟


«ندا» نشد خاموش، »تو« مَزن کنون لبخند

صدای ِ گریه ی ِ ما را چرا نمی شنوی؟


سکوت یکسره فریاد شد در غم او

نهیب ِ غرش ِ ما را چرا نمی شنوی؟


ز ِ پا نیفتادیم، ترس را براندازیم

خروش ِ جنبش ِ ما را چرا نمی شنوی؟


گُمان مَبَر که به پایان رسید کار ِ «ندا»

ندای ِ تک تک ِ ما را چرا نمی شنوی؟

 

 

پیشکش به ندا و سایر کشته شدگان ِ روزهائی که بسیار سخت بر ما گذشت.


 
دوشنبه 18 خرداد ماه سال 1388
احمدی نژاد بَس

آیا انتخابات ِ پیش ِ رو آزاد است؟ خیر

آیا این انتخابات به طور ِ سالم برگزار خواهد شد؟ خیر

آیا در میان نامزد ها کسی هست که حداقل ده درصد مطالبات من را نمایندگی کند؟ خیر

آیا در این انتخابات  شرکت می کنم؟ بله

چرا؟

۱- اگر انتخابات به طور ِ آزاد برگزار می شد و همه اقشار و لایه های ِ فرهنگی، نامزدی متناسب با خود می داشتند آن گاه به فعال ِ سیاسی به معنای ِ امروز در ایران نیاز نبود. جای ِ آن را می شد با تکنوکرات ها(باز هم نه به معنای امروزی در ایران) پر کرد.

۲- انتخابات آن طور که از نگرانی نامزد ها نمایان است چندان سالم نخواهد بود. اما به قول مسعود بهنود باید برای ِ قبولی به جای 10، 13 گرفت.

۳- پس از دوران ِ خاتمی ثابت شد که هیچ کدام از سیاست مردان ِ فعلی توان ِ نمایندگی ِ مطالبات ِ تمام ِ مردم را ندارند. اما می توانند تا جائی همراه شوند و کار را به پیش ببرند و یا دست ِ کم کار را عقب تر نبرند.

 

 

دلیل دیگری تحریمیان می تواند تفسیری باشد که از رای شان در انتخابات می شود. این انفعالی ترین موضعی ست که یک نیروی فعال سیاسی می تواند اختیار کند. عمل خود را منوط به قضاوت ِ دیگران می کند و در واقع خود را زیر ِ فرمان ِ طرف ِ مقابل قرار می دهد البته با رابطه ی ِ دستوری و اجرائی معکوس.

 حتا اگر به فعالیت ِ مدنی به جای ِ شرکت در انتخابات معتقد باشیم این فعالیت ها در صورت ِ حضور ِ یک نیروی ِ میانه رو در قوه مجریه بسیار آسان تر خواهد بود.

این استدلال که بگذاریم کشور را فقر و خفقان فرا بگیرد تا از دل تاریکی خورشید ِ عدالت و آزادی طلوع کند بیشتر شبیه ِ اعتقادات ِ آخر زمانی ست که به مسائل ِ اجتماعی و سیاسی تعمیم داده شده.

بر فرض هم که چنین باشد آن خورشید بیش از آن که پرتوئی بارورکننده و زاینده داشته باشد سوزاننده و نابود کننده خواهد بود.

ضمن این که تا بر آمدن آن خورشید دو چیز از دست می رود: ثروت ِ ملی و زمان

بسیاری از ایرانیان اکنون علاوه بر آزادی به آموختن ِ آزاد منشی نیاز دارند و این جز در یک فضای ِ به نسبت باز میسر نیست.

رشد ِ سطح ِ آگاهی ِ جامعه و همین طور روشنفکران در دوره ی ِ 76 تا 84 بسیار چشمگیر و قابل توجه است وگام ِ مثبتی بود در رسیدن جامعه به خودآگاهی.

***

در هر دو نامزد من قاطعیتی بیش از خاتمی دیدم که یک حُسن است. حرف ها نیز بسیار شبیه ِ هم است. اما در زمینه ی ِ اقتصاد به نظر ِ من برنامه های  ِ میر حسین موسوی دقیق تر و متناسب با شرایط ایران است. نسبت به این که هر نفر برود سر ِ ماه ۷۰ هزار تومان پول بگیرد. این فاسد کننده ی ِ روحیه ی ِ تلاش و کوشش خواهد بود و به نوعی انگل پرروی( که بین ِ مردم ِ ما هم کم طرفدار ندارد) می انجامد و مرا یاد ِ «یکی روبهی دید بی دست و پای» می اندازد.

به هر حال با توضیحات ابتدائی که عرض شد رای ِ سلبی ی ِ من به میر حسین موسوی خواهد بود. اما در این چند روز راه بحث و گفت و گو گشوده است.


 
سه شنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1388
حماقت ِ ناخواسته

زندگی در کنار ِ آدم های ِ احمق و نادان یا سروکله زدن با ایشان سبب دو اتفاق ِ ناخوشایند است.

نخست اعصابی اوراق و زندگی ای که به کام تلخ می شود. زندگی را در جدال با مسائل ِ خُرد چنان متوقف می کنند که انسان را توانی برای ِ نگریستن به دوردست و اندیشه را بالی برای پرواز نمی ماند.

دوم در دراز مدت خود را پدیدار می کند. باید بسیار مراقب بود وخود را پایید تا مبادا به چنین عارضه ای گرفتار آمد.

دچار شدن به تعصب، یکدندگی و انعطاف ناپذیری که همه گی به نوعی نتیجه ی ِ همان حماقت و نادانی ست دومین نتیجه هم زیستی با ایشان است.

البته نه از این جهت که حماقت و نادانی مسری ست و از فردی به فردی قابل انتقال. بل که تداوم ِ در کنار ِ ایشان بودن باعث ِ خو گرفتن ِ انسان به همیشه بر حق بودن و بر حق دیدن ِ خود می گردد.

این چنین است که خود نیز به حماقتی پنهان دچار می شود. حماقتی نا خواسته

 
جمعه 28 فروردین ماه سال 1388
روشنی

شمع ایم، ولی نه آن که خاموش شویم

با پُفی دگرگون و فراموش شویم

تابندگی ِ خورشید از پرتو ِ ما ست

هر چند که با مرگ هم آغوش شویم


 
سه شنبه 11 فروردین ماه سال 1388
بزن باران

بارش ِ باران، بهاران بایدت

یاد ِ یاران یادگاران بایدت

چرخش ِ چرخ ِ کبود و گشتن ِ بود و نبود

در تماشای ِ تمام ِ روزگاران بایدت



برای ِ اولین باران ِ بهاری


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 10368


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها