X
تبلیغات
رایتل

موشک های ِ امریکائی و خدای ِ ماشینی

یکشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 02:45 ق.ظ

1.خدای ِ ماشینی

در تئاتر‌های ِ یونان باستان در پشت ِ صحنه نمایش دستگاه ِ خاصی تعبیه شده بود که از آن در هنگام ِ ضرورت از بالا یکی از خدایان بر روی  صحنه می آمد و غالبن قهرمان ِ داستان-در واقع نویسنده را نیز- از گرفتاری بی سرانجام می رهانید.*

به این دم و دستگاه خدای ِ ماشینی گفته می شد.

هر چه یک نمایشنامه نویس در کارش تبحر بیشتری داشت استفاده اش از این وسیله کمتر می شد.

2. موشک‌های امریکائی

چند روز پیش بارانی بهاری در اوائل شهریور بارید. کنار ِ دیواری ایستاده بودم تا باران بند بیاید. مردی میان سال هم کناردست ِ من ایستاده بود. ایشان جمله ای راجع به بارندگی گفت که یادم نیست، من به شوخی گفتم:«گویا قرار است شبیه پاکستان بشود(سیل)». ایشان اما به جد در ادامه افزود:«این باران‌ها ممکن است کار ِ امریکائی‌‌ها باشد. موشک‌هائی دارند که در ابرها می‌زنند و باران می‌آید.»

گمان کردم ادامه شوخی مرا گرفته با خنده نگاهش کردم اما با قیافه ای حق به جانب و جدی شاهد آورد که:«چند سال ِ پیش در خود ِ امریکا زدند که سیل آمد و نزدیک بود یک طرف ِ امریکا را آب ببرد.»

من شگفت زده خنده را قورت دادم و گفتم:«بعله»

این طرز ِ فکر بسیار شبیه همان خدای ماشینی ست که هر جا قافیه تنگ می آید خدا از ماشین بیرون می پرد و کار‌ها را راست و ریس می کند. البته با اوضاع وخیمی که این هم‌وطن داشت باید سر ِ خدایان ِ ایشان خیلی شلوغ باشد.

و شاید بهتر باشد بگوئیم شیطان ِ ماشینی.

کمی که شدت ِ باران کم شد پیش ِ یکی از دوستان رفتم و سخنان آن هوانشناس را باز گفتم.

دوست ِ ما خاطره ای گفت بسیار حادتر از هذیان‌های ِ مورد ِ مشاهده ی ِ من.

در زمان ِ زلزله رودبار و منجیل کسی به او گفته بود:« این زلزله کار ِ روس‌هاست. آن‌ها «چیزی» در آب ریخته اند و چون از روسیه به ایران سر پایینی ست(البته نمی دانم فاصله بیش از 1000 کیلومتر است یا نه!) آمده تا رودبار و منجیل و باعث ِ زلزله شده.»

شاید یکی از دلائل ِ فزونی ِ این همه شاعر در تاریخ ِ ما و کمبود ِ یک فیلسوف( به معنای ِ دقیق و درست ِ کلمه) همین ساختار ِ اذهانی باشد که از نظر گذشت.

بی شک اگر این دسته از هم‌وطنان تخیلشان را در راستای ِ صناعات ِ ادبی به کار بندند شاهد ِ چندین حافظ، مولوی، بیدل ِ دهلوی و ... خواهیم بود و چه بسا نوبل ِ ادبیات را هم برایمان به ارمغان بیاورند.

شاید هم ما اشتباه می کنیم. این گونه سخنان برای ما «جوک» است ، برای بسیاری «تحلیل ِ سیاسی» ست.

 

* برگرفته از ارسطو و فن ِ شعر – عبدالحسین زرین کوب – انتشارات ِ امیر کبیر

نظرات (4)
دوشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 12:00 ب.ظ
سلام. ممنونم. شما هم در لیست دوستان و منتقدان وبلاگم قرار گرفتید.
مطلب جالبی بود. واقعا مردم ما همین گونه ساده اند متاسفانه
موفق و پیروز باشید
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 11:38 ق.ظ
ازاین مطالب در کتب تاریخی فراوان است.البته حافظ ومولوی خودروشنفکربوده اندوقابل مقایسه بااین گونه افرادنیستند.
خودبهترمی دانید.
امتیاز: 0 0
شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 09:56 ب.ظ
جالب بود...
حکایت عزاداری ها و جشن های مذهبیمان هم همین حکایت است...همه در نهایت به صحرای کربلا ختم می شود.
زیبا و پرتامل بود.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 11:18 ق.ظ
بعله!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد