X
تبلیغات
رایتل

هویت ِ مصلوب

جمعه 5 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 06:54 ب.ظ

اگر دو صفت عمده برای سازندگان تمدن ِ ایران برشمرم یکی «تنبلی ِ فکری» و دیگری «نداشتن ِ شجاعت ِ اخلاقی» ست.

در سراسر ِ تاریخ ِ ایران(این دراز ِ بی قواره) هیچ گونه جریان ِ فکری(و به ویژه انتقادی) بروز و ظهور نیافته، بر خلاف تمدن ِ همسایه در دوران ِ باستان- یعنی یونان.

حاصل ِ این «خرد پرهیزی» زیستن منفعلانه در دل تاریخ بوده است.

به همین سبب است که می توان تاریخ ِ ایران را به دو دوره باستان و پس از اسلام تقسیم کرد و کنار گذاشت. هر چه فعل و انفعال هم رخ داده در رابطه با قدرت و در درون ِ کاخ ها بوده و پیوندی با مردم وفرهنگ ِ آن ها نداشته است.

نداشتن ِ شجاعت ِ اخلاقی به نوعی محصول عارضه نخست است. آن چه باعث شد «فرد» در ایران متولد نشود و گوئی هیچ کس تاب ِ تک افتادگی را نداشت.

به نظر می رسد بیش از این که ایرانیان مالک ِ هویت ِ خویش باشند، این هویت بوده که آن ها را مسخ و از آن ِ خود کرده است.

نظرات (3)
شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 11:03 ق.ظ
درد کشوری عظیم همچون ایران فراتر از همه این هاست. اما شما به دو مورد مهم اشاره کرده اید. من به جای نداشتن شجاعت اخلاقی، همیشه ترس از ناشناخته ها را مد نظر داشتم. مردم ایران با ترسی که دین به آنها تزریق کرده بود خیلی کم به طرف شناخت ناشناخته ها رفته و همیشه از نظر فکری خود را به آنچه دین گفته راضی ساخته است. به نوعی نگرش اسطوره ای و خرافی که همچنان در این جامعه وجود دارد. تنبلی فکری را قبول دارم. اما جالب است که با اینکه دین اسلام مهمترین چیز در زندگی را نیکوکاری و خوب بودن می داند اما نتوانسته این را به زندگی مردم وارد کند.چرا؟؟ آیا کم کاری کرده یا مردم هنوز با آن اخت نشده اند. ما چگونه مردمی هستیم که مهمترین آموزه دین خود را انجام نمی دهیم اما مابقی چیزهایی که از اعراب جاهلیت به جا مانده را با دل و جان انجام می دهیم. جامعه سنتی و جمع گرایی داریم اما دریغ از اینکه حتی به جمع احترام بگذاریم. در خیابان آیا به حقوق جمعی که از خیابان رد می شوند احترام می گذاریم؟ خرد انتقادی نداریم اما همیشه شاکی هستیم. خوب شکایت نیز نوعی انتقاد است اما انتقادی که ره به جایی نمی برد.از هویت ایرانی حرف می زنیم اما نه ایرانی هستیم نه اسلامی نه غربی. می دانیم اما در عمل چیزی نمی دانیم. این امر مخصوصا در دانشگاهها دیده می شود. از دانشجو می خواهی چیزی را تعریف می کند، خوب حرف می زند اما اگر روی سوال را تغییر دهی دیگر جواب را نمی داند. به نظرم باید به دو مورد خویش تنبلی عملی را نیز اضافه کنید. ما در عمل خیلی ضعیف هستیم.
سخن بسیار است. پایدار باشید.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 09:17 ق.ظ
یک مقاله خوندم از حق شناس به نام {انسان تراژیک انسان حماسی} میگه ایرانی ها خماسی اند و غربی ها یا اروپاییها !تراژیک....
اونا اهل تغییر و فردگرایی و ... و ما اهل پناه بردن به اسطوره ها و گریز از واقعیت!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 01:42 ب.ظ
سلام
با شما در داشتن این دو صفت برای سازندگان تا حدی موافقم. بستگی به این دارد که سازندگان تمدن ایرانی را چه کسانی تعریف کنیم. قبول دارم که دیکته کنندگان اصلی در کشور ما کسانی اند که قدرت را در دست دارند اما این به معنی سازندگان واقعی نیست. اینان صرفا قدرت دارانی هستند که برای تداوم حکومت خود به فرهنگ و فرهنگ سازی و از این دست رو آورده اند به این خاطر که حکومتشان از این پایه بسیار ضربه پذیر است. البته تمدن سازان اصلی ما هم کسانی هستند که چون به بازی گرفته نمی شوند یعنی امکاناتی برای ساختن ندارند مثلا امکان تحقیق و پژوهش از آنان سلب می شود ناچار می شوند که یا تکرار مکررات کنند یا به شیوه های دیگر متوسل شوند. عده ای هم که از نظر روزی دچار مشکل می شوند به آن دو صفت ای که فرمودید گرفتار
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد