X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

دروغ ِ بزرگ:من با آزادی مخالفم

یکشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 01:50 ق.ظ

در ایران هم چنان بحث درباره مسائل ِ بنیادی و کلان ِ فکری، فلسفی و سیاسی ادامه دارد. یکی از مباحث ِ مطرح و پر جنگ و جدل بر سر ِ آزادی ست.

عده ای که «مخالفان ِ آزادی» نام گرفته اند، به نوعی طرفدار ِ تحدید در روابط ِ اجتماعی، هنر ، کتاب ، رسانه و ... هستند.

اما به راستی ممکن است کسی مخالف ِ «آزادی» باشد؟ یا برای ِ آن حدودی قائل شود؟

متاسفانه عده ای از «موافقان ِ آزادی» البته از نوع ِ میانه رو اش(!) نیز به این تعریف از آزادی تن می دهند و در پی ِ چارچوبی برای گنجاندن ِ آزادی در آن هستند. تمام ِ این اشتباهات ِ فکری و کلامی از آن جا نشات می گیرد که ایشان برای ِ آزادی «تعریفی خطی» ارائه می دهند.

به این شکل که: آزادی از نقطه ای آغاز شده و در نقطه ای نیز پایان می یابد. نقطه میانه(و مناسب اش!) این جاست و نقطه ی ِ پایانی آن جائی مثل ِ اروپا و امریکا ست که بد است!

اما در واقع آزادی برای هر فرد تعریف ِ خاص ِ خود را دارد. آزادی برای ِ فردی مذهبی انجام فرائض دینی و رعایت ِ شعائر مذهبی ست. اما «همان آزادی» برای فردی غیر ِ مذهبی عبارت است از انجام آن چه او برای ِ سبک ِ زندگی ِ خود انتخاب کرده است.

بنابراین آزادی تعریف ِ واحدی ندارد( به ویژه از جنبه فعالیت های ِ فردی) که بتوان با آن میزان آزاد بودن را برای ِ افراد ِ یک جامعه سنجید.

از این نظر ارائه تعریفی ایجابی برای آزادی غیرممکن است اما می توان تعریفی سلبی ارائه داد و آن نبود محدودیت و قید و بند برای ِ انسان در زندگی ِ فردی و اجتماعی ست. البته با رعایت ِ حریم و حقوق ِ دیگران.(که این حریم و حقوق هم نیاز به تعریف ِ مشخص و دقیق دارد) 

در حقیقت نظری که افراد به ویژه «مخالفان ِ آزادی» در رابطه با آزادی دارند مربوط به «آزادی ِ دیگری» است نه آزادی خودشان. چرا که هیچ کس موافق ِ محدود کردن ِ خویش نیست و دوست دارد هر آن چه را می خواهد انجام دهد. افراد آن چه  را انجام می دهند که می پندارند درست است. محدود کردن خود از انجام کاری که درست پنداشته شده امری ست نابخردانه.

هر کس میزان ِ آزادی را(طبق تعریفی که از آزادی دارد) برای ِ خود بی نهایت می خواهد. تفاوت ِ «بی نهایت» ها نشات گرفته از تفاوت ِ میان ِ انسان هاست.

نظرات (3)
چهارشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 05:58 ب.ظ
اشاره ی جالبی کرده اید.به همین منظوردرقانون نوشته اند که هرکس آزاد است هرکاری دلش می خواهد انجام دهدولی حریم دیگران نبایدموردتجاوزقرارگیرد. البته درحکومت های ازنوع ایدئولوژیکی بایدونبایدها ی محدودکننده بیش ازآنی خواهدبود که بتوان حریم ها رامشخص کرد وتجاوز راتعریف دقیق کرد. کشتن بیش ازده میلیون مخالف توسط استالین عین قانون تلقی می شد ونوشتن برگی توسط نویسنده ای عین بی قانونی.
برای مدیریت جوامع امروزی بهترین راه تنظیم قوانی براساس عقل عقلای قوم است که منخب مردم باشند .
آزادی هم واژه ی مظلومی است که به خاطرآن سرهابرسرداررفته و...
شریعیت خود می نویسد:ای ازادی چه زندانها برایت کشیده ام وخواهم کشید....
امتیاز: 0 0
یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 11:18 ق.ظ
تعریف ایجابی از آزادی غیرممکن نیست اما پیامدهای بدی به همراه دارد برخی معتقند حتی به فاشیسم می انجامد.
اما همان نبود "بند" شاید بهترین تعریف برای آزادی باشد، همان که شما تعریف سلبی اش نامیدید.
اگر قرار باشد برای آزادی در مفهوم و نه در قانون حد تعریف کرد دیگر نمی توان نام آزادی بر آن گذاشت. چنانچه می گویند خدایی که در فضا-زمان گنجد خدا نیست.
مفهوم غریبیست آقا، بیشتر از آنچه خود مسئله باشد رابطه "انسان و آزادی" کمی بغرنج است. اینکه اگر ما انساننیم پس چگونه بدون آزادی می زیم(!) و اگر آزادی را نیز بتوان فازی کرد تا کدام درجه از عدم آزادی را می توان تحمل کرد و تن به مرگ نداد.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 05:49 ب.ظ
سلام دوست من
با دوشعر
منتظر حضور و نظرات شما هستم
باسپاس
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد